معرفی و تحلیل فیلم ترسناک " درون " ؛ وحشت به سبک فرانسوی !

2 اسفند 1390

 

سارا زن جوانی است که چهار ماه پیش همسرش را در تصادفی مرگ بار از دست داده و هنوز هم به خاطر از دست دادن عزیزش سوگوار و افسرده است.او که در زمان تصادف حامله بوده اکنون در آستانه ی به دنیا آوردن بچه است و احتمالن فردا فرزندش را به دنیا خواهد آورد او همچون شب های قبل این بار نیز به تنهایی به خانه اش می رود تا این آخرین شب بارداری اش را به صبح برساند.در ابتدا همه چیز عادی است ولی نیمه های شب سر و کله ی زنی سیاهپوش و مرموز پیدا می شود که برای سارا مزاحمت ایجاد می کند و با شکستن شیشه ی خانه اش او را می ترساند.او به پلیس زنگ می زند ولی پلیس ها نمی توانند چیزی پیدا کنند...سارا به خیال این که آن جا امن شده می خوابد غافل از این که زن غریبه وارد خانه اش شده است.وقتی که سارا کاملن به خواب می رود زن سیاهپوش با یک قیچی به سراغ سارا می رود... .

 



Inside یک فیلم ترسناک اروپایی است و به سبک و سیاق غالب فیلم های وحشت اروپایی با کم ترین بودجه ساخته شده و لوکیشن های محدود و بازیگران محدودی دارد ولی این کم بودجه بودن و محدودیت های لوکیشن و بازیگران با یک امتیاز بزرگ جبران می شود و آن هم گالون ها خونی است که روی صفحه ی سینما پاشیده می شود .پس از تماشای خروار ها فیلم ترسناک بی رمق و کسل کننده ی هالیوودی، فیلمی همچون Inside حکم یک تفریح تمام عیار را برای ترسناک باز ها دارد...این فیلمی است که از همان سکانس افتتاحیه اش متفاوت بودنش را به رخ مان می کشد.فیلم با نمایی از جنینی که داخل رحم مادرش است آغاز می شود صدای مادرانه ی گنگ و محبت آمیزی را می شنویم که دارد با جنین صحبت می کند و بهش می گوید که مواظبش خواهد بود و اجازه نخواهد داد که کسی به او آسیبی بزند که ناگهان صدای ترمز اتومبیلی را می شنویم و همزمان شاهد صدمه دیدن جنین هستیم.این نما کات می شود به نمایی از مادر بچه و شوهرش که تصادف کرده اند و تکه های شیشه به سر و صورت شان چسبیده و خون همه جای صورت و بدن شان را فرا گرفته است و از دهان شان خون است که می زند بیرون...چهار ماه بعدتر زن حامله که سارا نام دارد و شوهرش را در آن حادثه از دست داده در آخرین شب بارداری اش مشکلی جدی پیدا می کند و این مشکل جدی زن مرموز سیاهپوشی است که می خواهد او را با قیچی تکه پاره کند و نوزاد او را از توی شکمش در بیاورد... .

 

 

 

Alexandre bustillo کارگردان فرانسوی فیلم (به همراه julien maury) که پیش از این در نشریه ی فرانسوی "فیلم های دیوانه وار" می نوشته در اولین و تنها فیلم خود تا به این لحظه دیوانه وار ترین و سادیستیک ترین فیلم ممکن را ساخته است. در هیچ فیلمی شاهد چنین خشونت بی رحمانه و فجیعی نسبت به یک زن آن هم از نوع حامله اش نبوده ایم. آن هایی که به فیلم Taking Lives به خاطر نمایش سکانس حمله به یک زن حامله (البته لحظاتی بعد می فهمیم که کل قضیه ی حاملگی ساختگی بوده و دامی بوده که آنجلینا جولی برای گیر انداختن قاتل پهن کرده بوده است.)خرده می گرفتند بهتر است اصلن نزدیک این فیلم هم نیایند...چرا که این جا داستان راجع به زن حامله ای که کتک می خورد نیست بلکه راجع به زن حامله ای است که به سادیستیک ترین و خون بار ترین شکل ممکن تکه پاره می شود. البته Inside آن قدر ها هم فیلم کاملی نیست و قبل از شروع خون و خون ریزی های فیلم ، داستان ، ریتم کند و آرامی دارد وبه نظر می رسد کارگردان(های)فیلم تخصص شان بیشتر در خلق یک موقعیت خشن و خونین بوده تا کار کردن بر روی عمیق تر کردن شخصیت پردازی کاراکتر ها ولی خب مگر از یک فیلم ترسناک چه انتظار دیگری می شود داشت ؟!

 



فیلم داستان ساده ای دارد که خیلی راحت می شود آن را در یک خط تعریف کرد:"درون" داستان زن بارداری است که در خانه ی خودش توسط یک زن روان نژند مورد حمله قرار می گیرد و همین طرح داستانی ساده در دردستان توانای فرانسوی ها تبدیل شده به یک فیلم هارور تمام عیار ، در حدی که پلیسی که وارد خانه ی سارا که در و دیوارش را خون پوشانده شده می شود بهت زده می گوید : "این جا یه منطقه ی جنگی کثافتیه!" و واقعن هم در طول فیلم کل خانه با خون شسته می شود ، قبل از تماشای Inside بهتر است یادتان باشد که این یک فیلم خشن هالیوودی دیگر نیست که بخواهد ادای خشن بودن را در بیاورد،این فیلم خشن است، خیلی خشن است...هولناک است . فیلم خشونت شدید و آزار دهنده ای دارد به عنوان مثال وقتی بانوی سیاهپوش به یکی از پلیس ها شلیک می کند سر طرف منهدم می شود و خون و تکه های استخوانش صورت سارا را می پوشاند و ما این "منهدم شدن " سر طرف را کامل می بینیم ! و تازه زن سیاهپوش بعد از کشتن پلیس ها سراغ مجرم دست بند به دستی که نزد آن هاست می رود و قیچی اش را تا دسته فرو می کند توی سر او...طرف که هنوز نمرده با لرزش هیستریک عضلاتش و وحشت و ناباوری ای که در چشم هایش موج می زند قیچی را به آرامی از توی سرش در می آورد و سعی می کند تکانی بخورد که وحشت زده جان می دهد.چنین خشونت سبعانه و تکان دهنده ای را هرگز ندیده اید باور کنید هر چقدر هم که فیلم های ترسناک دیده باشید باز هم خشونت این فیلم " زیادی" است...این فیلم حمام خون خالص است !

 



باقی سکانس های قتل فیلم نیز بسیار فجیع و خونبارند و کارگردان با لذت تمام قیچی ای را که توی پای یک مرد فرومی رود را نشان مان می دهد و لحظه ای بعد تر برای این که فیض مان کامل شود قاتل قیچی اش را فرو می کند توی صورت مردک بیچاره...و این سکانس ها به چه صراحتی هم به نمایش در می آیند!

 بهترین هارور مووی های جاپونی آن هایی هستند که درباره ی بچه های شیطانی ساخته می شوند و به نظر می رسد که بهترین هارور مووی های فرانسوی هم آن هایی باشند که در مورد زن های حامله ای هستند که درست و حسابی آش و لاش می شوند . " درون " در مورد دوزن است به شکلی قرون وسطایی با دندان ، با قیچی و با هر چیزی که دست شان بیاید همدیگر را تکه پاره می کنند... .

 



 اگر یک انسان معمولی هستید پیشنهاد می کنم که اصلن نزدیک این فیلم هم نشوید چون سیستم عصبی تان را به شکل غیر قابل تصوری به هم خواهد ریخت . این بهترین فیلمی است که تماشاگران تشنه به خون می توانند گیر بیاورند بعد از تماشای این فیلم بود که به سلامت روانی فرانسوی ها شک کردم یعنی آدم می تواند چنین فیلمی را ببیند حالا مانده تا راجع به ساختنش حرف بزنیم و از لحاظ روحی و روانی سالم باشد؟یعنی سادیست نباشد؟روان نژند و عصبی نباشد؟ دز خشونت فیلم هر چه جلو تر می رود همین طور بیشتر و بیشتر می شود تا حدی که تماشایش در برخی سکانس ها تقریبن غیر ممکن می گردد .

 همیشه می شود از یک خون و خون ریزی سادیستیک و دیوانه وار لذت برد البته به شرط این که خونی که قرار است روی کف زمین جاری شود به طرز منطقی و هوشمندانه ای ریخته شود و" درون" این کار را به درست ترین شکل ممکن انجام می دهد برای همین است که می شود زیر حمام خونی که در این فیلم به راه می افتد دوش گرفت و تازه حسابی هم لذت برد.

 



به نظر می رسدکه سینمای وحشت فرانسه با آثار درخشان و تکان دهنده ای همچون مرز نشین ها ، تنش بالا، فداییان و همین فیلم "درون" وارد دوران رنسانس خود شده باشد و نکته ی مشترکی که در این چهار فیلم به خصوص ، وجود دارد خشونت شدید و غیر قابل توصیفی است که در مورد کاراکتر های زن این فیلم ها اعمال می شود کاراکتر های زن هر چهار فیلم تا پایان فیلم با اره برقی، چاقو،قیچی ،تیغ و هر نوع آلت قتاله ای که فکرش را بکنید تکه پاره می شوند...و خوش بختانه این تکه پاره کردن ها منجر به خلق چهار تا از بهترین آثار ژانر وحشت در این سال ها شده است...امیدواریم که فرانسوی های نازنین به این زودی ها دست از تکه پاره کردن زن های شان بر ندارند و ما کماکان شاهد چنین شاهکار هایی باشیم!

 

 

 

اسلشر در افسار گسیخته ترین حالت ممکن ، این بهترین و کامل ترین جمله ای است که می توانم در وصف Inside بگویم ، احتمالن اگر تامی هویت (شخصیت صورت چرمی در کشتار با اره برقی در تگزاس ) زن سیاهپوش " درون " را می دید اره برقی اش را می بوسید می گذاشت کنار و می رفت برای خودش بقالی باز می کرد ... فرانسوی های نازنین "امیلی " و " نیمه شب در پاریس " را فراموش کنید ، بنشینید و با فرانسوی های سوپر سادومازوخیست " درون " خوش بگذرانید ، البته شاید خوش گذراندن واژه ی چندان مناسبی نباشد چرا که اگر هنگام تماشای "درون " خودتان را خیس نکرده باشید شبش خودتان را خیس خواهید کرد و فردای اش هم البته جدای از شروع کردن یک دوره ی روان درمانی فشرده برای فراموش کردن حمام خونی که شاهدش بوده اید به یک چشم پزشک نیز نیاز پیدا خواهید کرد تا چشم های از حدقه در آمده تان را سر جای اش برگرداند...این ، فیلمی نیست که بخواهید همین طوری بروید سراغش ، بهتر است قبل از تماشای اش خودتان را حسابی آماده کنید !

 



و بالاخره این که اگر به روتین فیلم های ترسناک هالیوودی عادت کرده اید و به امید تماشای یک فیلم ترسناک معمولی آمده اید باید از همین ابتدای کار بهتان هشدار دهم ، این ، یک فیلم هالیوودی نیست ، این یک فیلم ترسناک اروپایی است که از فرط خشن و خونین بودن به کاری تجربی می ماند ، وجود چنین حجم هولناکی از سادیسم در یک فیلم غیر عادی است ، چنین خشونتی می تواند روی آدم تاثیر بگذارد اگر یک آدم معمولی هستید این فیلم را نبینید ، محض رضای خدا این فیلم را نبینید !

 

نویسنده : مرد مرده موضوع : یادداشت های سینمایی بازدید : 1317 نظرات : 29

سالار

2/12/1390 - 22:38

عجب متن خوبي بود. تبريک ميگم به شما و بقيه بچه هاي سايت. قلم خوبي دارين. البته آخرش نفميديم که ببينيم يا نبينيم...؟ اما من ميگم اصن چه کاريه که فيلمي که آزارتون داده رو نگاه کنيد... البته اگه دوست دارين نياز به هيچ دليل منطقي نيست خب دوست دارين...

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------- ممنون سالار جان. این یادداشت رو البته با ذوق زدگی و هیجان زیاد نوشتم که تاثیرش با تکرار مکررات و تاکید موکدات کاملن مشهوده ولی خب دست آخر هر کاری کردم دلم نیومد ویرایشش هم بکنم !!! ببین برادر حتمن ببین !!! " بقیه ی بچه های سایت " کجا بود سالار جان ...این " بقیه ی بچه های سایت " رو ما باید توی کامنت ها ببینیم که خب " نمی بینیم " ! خیلی برام جالبه که معمولن توی یادداشت ها سینمایی دوستان خودشون رو قاطی نمی کنن و من حتمن باید دوباره برم سر وقت آپ های جنجالیم در مورد موضوعاتی که توی وبلاگ های مرحوم قبلیم می نوشتم تا سیل کامنت ها به طرفم سرازیر بشه... ! ولی خب این یکی وب سایته ! حیفه مرحوم بشه !!!

شادي

2/12/1390 - 23:20
خواهرم قبلا اين فيلم رو برام تعريف کرده بود... البته نه اون خواهرم که عکس العمل هاش رو در برابر اره برات شرح دادم! در مورد فيلم هاي ساديستي از اين قبيل هم نظرم رو قبلا بهت گفتم! --------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------- به نظرم این فیلمو به اون یکی خواهرت نشون بده ...فکر کن چقدر کیف می کنیم !!!am lol
3/12/1390 - 00:12

نمی تونم نگاه کنم والا ... چطور نظر بدم اونوقت حتی متن معرفی رو هم نمی خونم دیگه از این رک تر چی بگم.

3/12/1390 - 00:36

سلام.من الان فیلم پیچ اشتباهی 4 رو دیدم.فاجعه بود. 1و2و3 خیلی بهتر بود.اما این فیلم درون باید خیلی جالب باشه.فقط یه سوال:

فیلم درون بهتر بود یا مرزنشینان؟

مرزنشینان همش خون بود آخرش هم خیلی با حال تموم شد درون ارزش دیدن رو داره؟
ویه سوال دیگه این فیلم محصول 2011 هست؟یا 2012

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------- سلام. هر دو عالی ان . ولی درون بهتره . نه دوست عزیز ، این فیلم محصول 2007 فرانسه است .
3/12/1390 - 00:45

از این فیلما معرفی نکنید خب ما هم دلمون میکشه... devil

--

آنی

3/12/1390 - 08:27

آخرش چی میشه ؟
---

خیلی ها از این فیلمها دوست ندارن واسه همینه که نمیان چیزی بگن.
من که کلا اهل نظر گذاشتن نیستم دلیلش هم ۱۵۰ تا وبلاگیه که میخونم.. . جون من فکر کن بخوام واسه همشون نظر بذارم!

ولی این فیلمها!!!! نوچ!!! راستش اون سه چهار تایی که برحسب تصادف تماشا کردم باعث شد تا ماه ها به کارگردانش و بازیگراش و عوامل سازنده و بیننده هاش و خودم فحش بدم....

کلا توی کتم نمیره چطوری آدم میتونه انقدر به قول تو سادومازوخیست باشه!

ولی بگو آخرش چی میشه! برای من مهمترین و یا تنها قسمت مهم یک فیلم آخرشه!

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------ بی انصافیه که آخرشو بگم ولی خب ... بذار همین قدر بگم که اصلن پایان خوب و خوشی نداره ...البته اگه بتونی تا آخرش دووم بیاری !!!

x

3/12/1390 - 11:18

سلام

لعنت بهت ! تا مغز استخون تحریکم کردی که همین امروز برم بگیرمش !!!

هاستل 3  تو کشومه هنوز حس دیدنشو پیدا نکردم ولی این رو باید حتما ببینم . راستی از اونجا که تو فیلم های اروپایی بچه ها هم می میرن بر خلاف نسخه های هالیوودی احتمالا ما شاهد یه زایمان وحشیانه اخر فیلم هستیم . بگو درست گفتم تا دیوونه بشم و برم دنبال این فیلم !

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------- سلام ! هاستل 3 جلوی این شوخیه دوست من ! دیگه مجبورم کردی آخرشو لو بدم... طرف اول با قیچی ، بعدشم با دست شکم زنه رو پاره می کنه و بچه رو در میاره ... به عکس روی پله ها یک بار دیگه نگاه کن ... دقیقن روی پله ها ... !!! اعصابت می ریزه به هم !
3/12/1390 - 13:57

فقط یه سوال منم هاستل 3 رو دارم ولی هنوز ندیدمش چون 1و2 ش رو ندیدم.به هم ارتباطی دارن؟؟

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------- ارتباط که دارن ولی زیاد مهم نیست...البته به شدت توصیه می کنم قسمت یکش رو ببینی چون بهترین قسمته ...سومی از دو تای دیگه خیلی خیلی ضعیف تره... !
3/12/1390 - 15:48

دلت میاد آنی؟

فیلمای به این باحالی...

آدم(!)عشق میکنه... podmig

3/12/1390 - 18:36

سلام رفیق

مدتی هست که نوشته هاتو از طریق گوگل ریدر دنبال می‌کنم و همیشه لذت بردم از انرژی فوق العادت در نگارش و انتقال تجارب سینمایی و بصریت. این هارورنواز بودنت هم خفنه کلا. من خیلی توان اسلشر ندارم مخصوصا انواع خالصش که جایی برای قصه و کشف و شخصیت پردازی نمیذارن ولی در صورتیکه این چیزا هم در بیاد دوست دارم. مثلا هالووین راب زامبی عمق خوبی به شخصیت اصلیش داده و به قصه و تعلیق هم بها داده و اینو خوشم اومد. به هر صورت معرفی فیلم ترسناک های وبلاگت رو کامل می خونم و تماشای عکسها هم تجربه خاصیه به مولا! ولی جرات نمیکنم سراغ اصل فیلما برم :) برقرار باشی و مستدام

این وبلاگ منه:

روزگار گیدورایی

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------- علیک سلام دوست عزیز.

ممنون. شما لطف دارید.

آقا این یکی رو ببین ، حداقلش یک فیلم اروپاییه که مطمئنن روی روان کاوی کاراکترها بیشتر کار شده ، هالووین راب زامبی رو هم خیلی ها کوبیدن که البته اینم به خاطر این بود که پا جای پای استادی مثل کارپنتر گذاشته بود ولی به نظرم عالی بود این فیلم... کلن راب زامبی رو دوست دارم چه در زمینه ی موسیقی ، چه در زمینه ی فیلم ، یادداشتم رو برای مطرودین شیطان اش احتمالن خوندی و می دونی که چه ارادتی نسبت بهش دارم...از آشناییت خوشحال شدم دوست عزیز.

آنی

3/12/1390 - 22:27

آره بابا Rebellious جان .... نکنه انتظار داری جدی جدی خوشم هم بیاد؟
البته این شانس رو دارم که تا وقتی خودم فیلم رو ندیده باشم برای شمایی که خوشتون میاد تفاهم داشته باشم....
ولی وای به وقتی که یکی از این فیلمها رو ببینم.... مخصوصا که داستان درست و حسابی هم نداشته باشه....
دیوونه میشم....  :)

مرد مرده .. مرسی که اخرش رو لو دادی... آخه داشتم از فضولی دق میکردم....
میدونی وقتی یکی میگه من یه فیلم باحال دیدم قبل از اینکه بخواد راجع به داستان فیلم حرفی بزنه میگم آخرش چی میشه!!!!
طرف میگه بابا مگه میدونی ماجراش چیه؟ میگم فرقی نمیکنه... مهم اینه که آخرش چی میشه!
راستی عکسهایی که میذاری فضولی آدم رو ارضا میکنه!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- البته آلخاندرو آمنابار یه بار بهم گفته بود آخر فیلما رو لو نده چون ازت متنفر می شم ولی خب این یک بار رو به خاطر آنی عزیز بی خیال شدم و تهشم لو دادم !!!wink
3/12/1390 - 23:17

آره داستان واقعا چیز مهمیه

حالا بیا و به خاطر ما یه امتحانی بکن.خیلی کیف میده ها...

آنی

4/12/1390 - 10:41

به خدا امتحان کردم.... 
البته من سبک خاصی رو دنبال نمیکنم... عاشق اینم که قروقاطی فیلم ببینم...
فیلم ترسناک خیلی دوست دارم... ولی بدون هیچ صحنه ای ...
از اینا که همچی به هیجانت میارن که بدون دیدن هیچ صحنه ای جیغ میکشی!!!!!
وقتی صحنه به خون و خونریزی و مسائل چندش آور کشیده میشه از ترسناک بودن خارج میشه و برای من تهوع آور میشه.... من اون هرمونی که باعث بشه از این صحنه ها لذت ببرم توی بدنم ترشح نمیشه. اون فیلم ترسناکهایی که من دوست دارم معمولا داستان جالبی رو هم دنبال میکنن.... و متاسفانه خیلی کم پیدا میشن...
اصلا به محض اینکه یه صحنه نشون بده فیلم تمام ترس داستان تموم میشه... دیگه ترسناک نیست... بیمزه میشه.... هرچیزی تا وقتی ترسناکه که قوه ی تخیلت مشغول ساختنه... تعلیق! هیجان! تخیل!
همین الان لرزیدم!!!!  

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
----------------------------- آنی جان ، این یکی فرق می کنه . من به شخصه توی ژانر وحشت ادعام می شه که از دهه ی شصت میلادی تا الان همه ی فیلم های مهم رو دیدم ولی این لعنتی واقعن توی بعضی سکانس هاش شوکه ات می کنه ...درسته که خونش زیاده ولی در عین حال واقعن می ترسونه ... فقط اسلشر خشک و خالی نیست ... .
4/12/1390 - 14:59

آره بابا...سلاخی که ترسناک نیست.منم میدونم(ولی من چندشم هم نمیشه.اصلا هیچ حسی بهم دست نمیده!تازه کلی هم خنده های شیطانی میکنم)

من تاحالا فیلم ترسناک ندیدم.فیلمی که منو بترسونه.بی خواب و خوراکم کنه...

فقط بچه که بودم یه بار یه کم از فیلم مورچه های آدم خوار که کانال 2 صد هزاربار نشون داد ترسیدم.ولی باز تا آخرش عین 100000 بارشو نگاه کردم(حال میده!)

 

(حالا شما قیافه منو موقعی که میبینم به سوپرنچرال میگن هارر تصور کنید!)

 

 

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------- یعنی حتی "جن گیر " هم نترسوندت ؟!!!

وای من عاشق اون فیلم ام تلویزیون هم مرتب فرت و فرت تکرارش می کرد منم عین شما هر بار می نشستم دوباره می دیدمش !

من به شخصه سوپرنچرال رو به خاطر ایده های فوق العاده اش دوست دارم و گرنه ترسناک نیست ...ایده های خوبی داره و البته باید تاکید کنم که من عاشق دین وینچستر ام !!!
4/12/1390 - 15:55

اينقدر تحريكم كردي كه يه فيلمي رو كه از ديدنش ميترسيدم رو رفتم ديدمthe collector فيلم خوبي بود تونستم تا اخرش دووم بيارم و ببينم ولي ايني كه معرفي كردي ر وفكر نكنم ببينم با اون پاياني كه گفتي فيلم داره .

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------- کلکسیونر که بیشتر هیجان انگیزه تا ترسناک ولی فیلم خیلی قشنگیه ... نه هادی جان اعصابت خراب می شه این یکی رو ببینی . بی خیالش بشی سنگین تره ! laughing
4/12/1390 - 16:06

قلم فوق العاده ای داری.سبک خاصی تو نوشتن داری و همیشه از اون سبک استفاده میکنی.خیلی دوست دارم با قلم خودت و با همون سبک خاص و دوست داشتنیت نقدت رو درباره ی فیلم 22گلوله بخونم.اثر ریچارد بری محصول 2010 فرانسه

کلا عاشق فیلمای فرانسوی شدم
فیلم caged
مرزنشینان و همین درون

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------- ممنون دوست عزیز. شما لطف دارید.22 گلوله رو زمان اکرانش دیدم ... فیلم زیاد قوی ای نیومد به نظرم . کماکان ژان رنوی لئون و رونین رو بیشتر ترجیح می دم ... . اگه دنبال یه فیلم فرانسوی خیلی خشن می گردی " Martyrs " رو ببین...مطمئنم خوشت میاد ... .
4/12/1390 - 21:11

نه عامو جن گیر سیخی چنده مرغ عشق؟

Mirrors رو دیدی؟اونجایی که دختره فکشو جلو آینه جر میده؟خیییییییلی باحال بود devil

ولی قبول کن سوپرنچرال "درکل"چیز مزخرفیه...واقعا سرگرم کننده اس واقعا سرگرم کننده اس.ولی همچین یه مقدار چرته.

از اون سریالایه تریپ شله قلمکاره...ژانرشو تو ویکی دیدی؟کمدی-اکشن-ادونچر-ماوراءطبیعه-درام... --------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------- " آینه ها " رو خیلی دوست داشتم نه به خاطر اون سکانس بلکه به خاطر سکانس غافلگیر کننده ی نهاییش که حتی منم سورپرایز کرد !!! به نظرت احترام می ذارم ولی دلیل نمی شه باهات موافق باشم. سوپرنچرال از لحاظ داستان و فیلمنامه تو یه سطح رویاییه ... برای درک کاملش باید احاطه داشته باشی به ژانر وحشت ...فوق العاده است این سریال !!!

آنی

5/12/1390 - 11:02

اتفاقا منهم از سوپرنچرال خوشم میاد البته به شرط اینکه داستان چرندی نداشته باشه....
ولی جن گیر به نظرم ترسناک نیومد.
ببین من حتی از اینکه میخوام بیام توی وبلاگت نظر بذارم هم بدم میاد چون عکسهایی گذاشتی پس زمینه که دلم نمیخواد هی ببینم....
من حتی از این کارتونه که کله ش رو میکوبه و خون میپاشه چندشم میشه....
من از ترسناک تمیز خوشم میاد...
اونم ترسناکی که هی نخواد با تکرار صحنه های تعلیق تو رو به زور بترسونه.... حوصله آدم سر میره دیگه....
بعضی فیلمها یه بار که آدم رو میترسونن فکر میکنن حالا تا آخر فیلم میتونن با همون حقه آدم رو بترسونن دیگه آدم بالا میاره....
من ممکنه صدتا از این فیلمها ببینم و نترسم و بگم خب که چی؟ ولی از یه فیلمی که هیچکس نترسیده تا سه شپ خوابم نبره.... 
فکر کنم همه ش برمیگرده به ناخودآگاه‌ آدمها. 

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------ سوپرنچرال از اون سریال هایی بود که بد شروع کرد ولی کم کم بعد از فصل یک به بعد به اوج رسید ...
من جرئت ندارم جن گیر رو دوباره ببینم ! بچه که بودم دیدمش و ترسش هنوز از توی وجودم نرفته بیرون ... تصورش رو بکن... برای یک بچه ی 8 ساله با هر معیاری جن گیر زیادی ترسناکه . هنوزم ازش می ترسم.
وای عاشق اون تیکه بودم یه مدته که برش داشتم ... ولی انصافن بامزه بود !
خب دوست خوبم بهم بگو فیلم ترسناک محبوبت چیه ؟ کدوم رو بیشتر از بقیه دوست داشتی ...
5/12/1390 - 11:37

آره.اونجایی که کف دستاشو نگاه میکنه خیلی خوب بود

"سوپر نچرال از لحاظ داستان و فیلمنامه تو یه سطح رویاییه..برا درک کاملش باید احاطه داشته باشی به ژانر وحشت..."شوخیت گرفته؟!(ناسلامتی منم!) lol 

من که میدونم اگه قانعتم کنم یهو میای میگی من اصلا به خاطر دین نگاه میکنم...! lol پس بیخیالش

(در هر صورت آمار بیننده ها چیر دیگه ای میگه)

 

Max Payne رو که بازی نکردی؟اگه بازی نکردی نظرتو راجع به فیلمش بگو

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------ نه شوخیم نگرفته ، در کمال احترام در مورد ژانر وحشت وقتی می خوای جمله ی " ناسلامتی منم ! " رو استفاده کنی حداقلش قبل از این حرف یادت باشه که من از 1960 تا الان این ژانر رو دوره کردم و حیطه ی تخصصی من محسوب می شه ... پس شما دوست خوبم هنوز خیلی مونده تا بخوای در مورد این سریال بخوای و یا بتونی قانعم کنی ... ! به هر صورت تا جایی که بنده اطلاع دارم سوپرنچرال برای فصل بعدی تایید شده و این یعنی این که سریال هنوز هم طرفداران پر و پا قرص خودشو داره.

Max Payne رو بازی می کردم یه زمانی ولی فیلمش واقعن بد بود ... خیلی بد بود !
5/12/1390 - 19:53

هنوزم حرفای منو ابتدا540 درجه میچرخونی بعد یه مقدار فلفل بهش اضافه میکنی بعد یه جوابیم میدی.سوپرنچرال اونقدراهم سریال عمیقی نیست که حرف زدن در موردش دانش آنچنانی ای بخواد.راست میگی خیلی مونده.تو خیلی از من عقب تری.. lol

مکس پین بدبود؟همین؟فاجعه بود!!خنجری زهرآلود بود که تا دسته تو قلب گیمرای بدبخت فرو رفت...

 

آنی سوپرنچرال داستان جالبی داره ولی پرداخت بینهایت بیخودی داره.قسمتهای الکی کشدار...شوت شدن به سمت بیرون از خط داستان....بعضی جاها اوج میگیره چه جور بعضی جاها هم با مغز سر سقوط میکنه.یا بعضی قسمتایی که بودونبودشون رسما هیچ فایده ای نداره(مرغ عشقا نمیتونن یه آدمو بخورن! lol )ولی حتما حتما نگاهش کن.خیلی هم خین و خین ریزی نداره.و نکته ی بسیار مهم این که از اون خاطرات خون آشام بیمعنی خییییلی بهتره

جان من چندتاترسناک تمیز ماورایی(حتما ماورایی) معرفی کن آنی

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
----------------------------- من دیگه واقعن اعصاب جواب دادن به تو رو ندارم. حس می کنم کامنت هات بیشتر بچه بازی و کل کل هستن تا کامنت ... از روی ادب تاییدشون می کنم ولی این که شمایی که حتی نمی دونی داستان های سوپرنچرال از کجا میان و ... اصلن بی خیالش . چرا سرمو درد بیارم. شما نگاه نکن این سریال رو . کسی مجبورت نکرده که ... برو یک سریال دیگه ببین... !

Han

5/12/1390 - 20:51

به نظر من سوپرنچرال یه چیزی فراتر از دنبال کردن یه سری حوادث جالب و هیجان انگیزو قضیه در مورد شیطان هفته است. اصل قضیه در باره ی رابطه ی دو برادره که توی کم تر سریالی چنین چیزی میشه دید. بعضی سریال ها رو فقط از روی کنجکاوی یا برای هیجانش دنبال میکنم اما سوپرنچرال علاوه بر این ها چیزی به من می ده که تو هیچ سریال دیگه ای نبوده اون هم ارتباط برقرار کردن با کاراکترهاشه که شخصیت پرداز ی فوق العاده ای داره. ممکنه آمار بیننده هاش از بعضی سریال ها کم تر باشه اما طرفدارهای این سریال devoted هستتندو تا حدی به این سریال وابستن که در تمام رای گیریها تمام وقت و تلاش خودشون رو می ذارن که این سریال ببره ( مثل امسال توی people choice awards) در صورتی که طرفدارهای سریال های دیگه ممکنه ازش لذت ببرن اما هیچ وقت تا این حد وقتشون رو صرف رای دادن به اون سریال نمی کنن! چیزی که اینجا بین طرفدارها و سریال ایجاد شده خیلی عمیقه! می دونی به خاطر همین اسم این رو چی گذاشتن : " پدیده ی خانواده ی سوپرنچرال /the Supernatural Family

,هر سال چند تا پنل بین طرفدارها و عوامل سریال برگذار میشه جوری که هنرپیشه های اصلی بعضی از طرفداراشون رو از نزدیک حتی با اسم کوچیک میشناسن... پس برای ما طرفدارهای این سریال چیز بیشتری از نگاه سطحی بهش وجود داره! و هر چی هست یه پدیده ی جهانیه چون تو هر کشوری که بیننده داشته اتفاق افتاده!

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------- عالی بود ... به این می گن یک جواب دندان شکن برای بیننده های سطحی نگری مثل همین rebellious ...

ممنون از این کامنت خوبت .

Han

5/12/1390 - 21:08

قابلی نداشت . من چاکر بروبکس سوپرنچرالی هم هستم wink

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------ از این " قضیه ی پدیده ی خانواده ی سوپرنچرال " که بهش اشاره کردی خیلی خوشم اومد ... دقیقن باهات موافقم... و افتخار می کنم که عضوی از این خانواده ی بزرگ هستم.

آنی

6/12/1390 - 08:29

پسر خوب با مردم دعوا نکن....
یک کمی کنترل کن خودت رو.... بعضی وقتها مرز بین شوخی و جدی یه خط باریکه.....
---

باور میکنین من هرچی فکر میکنم فیملهای ترسناکی که باهاشون حال کردم رو یادم  نمیاد؟ احتمالا انقدر ترسیدم که ترجیح دادم فراموششون کنم.

اگه بهم نخندین میگم من عاشق این فیلم the others هستم . میدونم ترسناک نیست ولی خیلی باهاش حال کردم.
هرکی مسخره م کنه تو دلم فحش بهش میدم.
ً 

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------- این Rebel از همون اولش تا الان با بنده درگیر بوده و هست ... والا من که دیگه موندم مشکلش چیه !!!
خنده ام می گیره وقتی کسی که حتی الفبای ژانر وحشت رو نمی شناسه میاد توی کامنتش می نویسه " "شوخیت گرفته؟!(ناسلامتی منم!) "" ... اصلن بی خیالش آنی جان . چرا بخوام اعصابم رو برای همچین آدمی خورد کنم ... .
اتفاقن من هم عاشق Others هستم ...که البته ایده ی اصلیش از یه فیلم ژاپنی دهه ی هفتادی گرفته شده ... اگه دیگران رو دوست داشتی " حس ششم " رو هم بهت شدیدن توصیه می کنم ... یا " مه " فرانک دارابونت رو ، یا " درخشش " کوبریک رو ...

آنی

6/12/1390 - 23:43

ها.... مثل اینکه یواش یواش داریم حرف مشترک پیدا میکنیم.... 
حس ششم رو که عاشقشم... در نوع خودش تکه! البته بیشتر از اینکه ترسناک باشه غمناکه....
مه و درخشش رو به گمونم دیدم... مه همونی نیست که یه یارو میره توی یک شهری بعد از طرف ماورایی ها هی تلفن میزنن به یه عده؟ اگه اونه که خوشم نیومد زیاد ولی درخشش!!! این لعنتی همونی نیست که با تبر میفته به جون زن و بچه ش توی اون هتل متروکه؟ ازش متنفرم!!!! تو خونه ی ما همه از این فیلم خوششون اومد جز من!!! نه اونا میفهمن من چرا از یه همچی فیلم شاهکاری بدم میاد و نه من میفهمم اونا چرا از یه همچی چیز چرندی خوششون میاد :)))))))
خوب شد اولش گفتم داریم حرف مشترک پیدا میکنیم ها!!! lol

جالبه من فکر میکردم فیلم ترسناک تو زندگیم کم دیدم!!!!  

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------ به نظرم ژانری که دوست داری آنی جان " وحشت " نیست ...فیلم های تریلر پر تعلیق و غافلگیر کننده رو دوست داری ...نه جانم. مه اونیه که مه میاد توی یه شهر کوچیک و همراه با مه موجوداتی هم میان که شروع به کشتن مردم می کنن ... به نظرم اصلن برو تو کار ژانر های دیگه ؛ خودم این چند تا فیلمو خیلی دوست دارم .مطمئنم که تو هم اگه ببینی خوشت میاد : رستگاری از شاوشنگ - عروس فراری - مظنونین همیشگی - 50.50 - غرب رد راک و ... .

آنی

7/12/1390 - 07:49

شاید!!! مرسی از راهنماییت.  rose

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------smile

x

9/12/1390 - 23:23

من یه بار کامنت دادم همش پرید !!!

من به هر کی زنگ می زنم می گه بساطم رو جمع کردم من این فیلم درون رو می خوام ! لینکش رو برام پیدا کنید ترو خدا ! اقا ایهناس من دیوونه میشم اخرش از یه کوهی پلی چیزی خودم رو می ندازم پایین که این ادرنالینه تخلیه شه !

راجع به مه نوشتی نمیدونی چقد عاشقشم !البته به نظر من قسمت ترسناکش فقط یه پوستس برای طعم تلخ هسته اش !

نوشتی هیچ وقت از فیلمی نترسیدی ! 8 سالم که بود تو یه زیرزمین تاریک تنهایی نشستم فیلم تمساح رو دیدم ! دیدنش همان و تا یه مدت جرات خوابیدن و شنا کردن نداشتن همان ...

 

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------ خب عزیز من قبلش کامنتت رو توی Word ذخیره می کردی تا ضد حال نخوری !

بگیر بگیره داداش !!! سر همون همه جمع کردن !!!

مه که فوق العاده است و اصلن در مورد " ترس " نیست ...فیلم عمیق تر از ایناست.

وااااااای ! من عاشق " تمساح " ام ... این رو بچه که بودم تو سینما دیدم ! بله جانم توی سینما قدس گنبد ! کلی هم فاز داد ! البته بعدشم تلویزیون هزار باری پخشش کرد که هر هزار بارشو دوباره نشستم دیدم !

x

10/12/1390 - 22:09

نترسیدی تمساح رو دیدی ؟ من تو تلویزیون ندیدم وی اچ اسش رو گرفته بودم ! از اون موقع هم تو کار فیلم بودم .

درون رو رفتم سفارش دادم ! شماره موبایل ایمیل و شماره حساب دادم به یارو پولشم پیش پیش دادم 3000 تومن اخرشم می گه تا هفته دیگه باید صبر کنی !!!

اقا شما در جریان باش کم قیمت فیلم نفروشی به ملت !

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------- اتفاقن یکی از همین روزا می خوام آرشیو فیلم هامو بذارم برای فروش ... کل هارد های فیلمم رو که هر کدومشون یک ترا هست رو می خوام بدم بره ! دیگه نمی خوام آرشیو داشته باشم ! احتمالن همین جا توی سایت خبرشو می ذارم که اگه کسی خواست بگیره ...

x

12/12/1390 - 11:49

عزیزم قبلش خودتو به یه روان پزشک معرفی کن !

مگه دیوونه ای ؟

من این دیوونه گی رو کردم بعد به غلط کردن افتادم !

--------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------- من هم دلایل خودمو دارم خب ...

سورنا

29/02/1391 - 00:23

مرد مرده جان،    من اصلا متنی که نوشتی رو نخوندم چون عنوانت از اساس  اشتباهه

این فیلم جز فیلم های ترسناک نیست عزیزم ... در دسته ی خشن قرار میگیره

مثل  saw , hostel و ...

فیلم ترسناک به Rite, devil inside, exorcist, mee=ssenger و ... میگن

 

--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------------- به این فیلم ها می گن اسلشر و اسلشر یکی از زیرشاخه های ژانر وحشته دوست عزیز. با اجازه تون ژانر وحشت حیطه ی تخصصی بنده است ... !

ارسال نظر

نام شما :
آدرس ایمیل :
 
  تصویر كد امنیتی
ریست کد
درج کد امنیتی :

درباره بلاگ

سلام!

به وب سایت مرد مرده خوش آمدید!

من این جا در مورد سینما ، ادبیات ، موسیقی ،خودم ، دلم، حرف های خاله زنکی و در کل هر چیزی که برایم جالب باشد می نویسم ... .

شعار اساسی مرد مرده : وب سایت من رسانه ی من است !

من سوپر استار دنیای نویسنده های مجازی هستم ، در حدی که نوییسندگی در دنیای مجازی را به دو دوره ی قبل و بعد از مرد مرده تقسیم می کنند !!! (یک بمب اعتماد به نفس در حال ترکیدن را تصور کنید که عنقریب است که بترکد و عالم و ادم را عن بردارد !!!! )

کسی که می آید، توی یک وب سایت، مطالبش را می خواند و بدون کامنت گذاشتن می رود، شبیه آدمی است که می رود W.C عمومی و به جای پول دادن فرار می کند! نوشتن در دنیای مجازی هیچ درآمدی ندارد و کامنت های شما دوستان و خوانندگان عزیز، موجب دلگرمی نویسنده و طبیعتن استمرار فعالیت وی می شود... .

خوشتان بیاید یا خوشتان نیاید... من ... همه تان را دوست دارم !

اگه دوست داشتین خوشحال می شم با هاتون تبادل لینک کنم ، پیدا کردن دوستان جدید همیشه خوشحالم می کنه ...

ای کاش یک دانه خواننده ی میلیاردر داشتم که بهم بگه بابا ای ول ترکوندی ... بعدش هم می رفت یک دانه بنز بهم هدیه می داد !!!

اصلن چرا بنز بهم کارت سوخت هم می داد کفایت می کرد !!!

یا چی می شد اگر یک خواننده ی مونث داشتم که خونه و بقیه ی چیز هاش جور بود و بهم می گفت پاشو یک هفته بیا پیش من با هم باشیم تا کیف دنیا رو بکنیم و خوش بگذرونیم !!! سنش هم اصلن مهم نبود !!!

مرد مرده است و انتظاراتش دیگه !!!

راستی بخش جدیدی را به اسم\\\\ نویسنده ی مهمان \\\\ به وب سایتم اضافه کرده ام که اگر نوشته ای در رابطه با ادبیات و یا سینما دارید می توانید برایم ( به ایمیلم mostafa_reader@yahoo.com ) بفرستید تا در آن بخش به اسم خودتان منتشر شود...بی صبرانه منتظر یادداشت های ادبی و سینمایی شما دوستان هستم.... .

لطفن مطالب و یادداشت های من را بدون اجازه در هیچ سایت ، وبلاگ و یا نشریه ای منتشر نکنید.

یادداشت های پیشین

آمار بلاگ

  • مطالب امروز : 0
  • مجموع مطالب : 360
  • مجموع نظرات : 1018
  • 
  • بازدید امروز : 4
  • بازدید دیروز : 51
  • بازدید هفته : 85
  • بازدید این ماه : 85
  • بازدید امسال : 139689
  • مجموع بازدید : 139689